طولانی ترین شب سال....
انار دونه دونه .....
هههه
وای من باز ذوق زده شدم
به هر حال امیدوارم امسال خوشبگذره
من یلدا دوستـ
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:41
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:41
خدایی من نیم ساعته نشستم فکر میکنم الان اب بخورم یا چایی یا دوغ :/
اخرش هم اومدم چایی ریختم بخورم
اصن از این سه راهی که توش موندم اینقد بدم میاددد ک نگووو
معلوم نیس ادم چ مرگشه تشنس یا چی
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:41
نگاه سردشان
حرف های یخ زده شان
دستان منجمدشان
غباری از غم میشود و مینشیند بر روی قلب آدم
میشود دلیل غصه هایمان
دلیل گریه هایمان
دلیل بیحوصله گیهایمان
دلیل تا لنگ ظهر خوابیدن هایمان ....پکر بودنمان ....دلیل لرزش صدایمان به خاطر بغض توی گلویمان و..... دلیل هزاران درد و مرضمان
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 2:41
چشتون روز بد نبینه هیییچی نخوندم
فردا صفره صفر میشم
الان ساعت ۱۱ دقیقه بامداد
فردا باز مدرسه داریم
سه شنبه
اییی وای زبان هم داریم هیچییی ننوشتم و نخوندم
وای ای خدا
توروخدا نجاتم بده فردا
همش تقصیر این سردرد لعنتی بود که نتونستم کاری کنما
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 2:11
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 2:11
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 2:11
دیشب ک زلزله اومد ....اولش میخندیدم و خوشحال بودم میگفتم وای برا اولین بار زلزله رو از نزدیک دیدم و اینا ولی بعدش که دیدم همه مظطرب و نگرانن منم خب یکم ترسیدم
وای خدایا دیگه زلزله نیاد واقعا خیلی بده من هنوز هزارتا آرزو دارم نمیخوام بمیرم :/
حالا کلی برنامه چیدم برا زندگیم
دیشب تازه وقتی به زلزله کرمانشاه فکر میکردم چقدر ناراحت میشدم اخه خیلی سخته ادم عزیز تریناشو از دست بده وقتی به این فکر میکنم تمام تنم میلرزه
خداجون برا کسی اتفاق نیافته :
برچسب ها: زلزله
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 2:11
خب خب خب اول شام رو خوردیم و اینا بعدش میوه و پرتغال و سیب و انار و این چیزا بعدش هم من کلییی تخمه و اجیل خوردم وسطای خوردن هم بودیم ک مهمون اومد خونه یکم نیشستن و بعدش رفتن ولی من همچنان در حال خوردن بودم اگه در طول سال چند تا دیگه مثل این شب یلدا هارو داشتیم فک کنم من اخر بابام رو ورشکست میکردم
این ک زود تموم شد عوضش تو عید زیاد هله هوله و اجیل و از این چیزا میخورم
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 2:11
خدایی من نیم ساعته نشستم فکر میکنم الان اب بخورم یا چایی یا دوغ :/
اخرش هم اومدم چایی ریختم بخورم
اصن از این سه راهی که توش موندم اینقد بدم میاددد ک نگووو
معلوم نیس ادم چ مرگشه تشنس یا چی
برچسب: نویسنده: آبتین اسدیان تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 2:11